تبلیغات
زندگی جاریسیت - صدای دهل از دور خوش است.
زندگی جاریسیت
پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : ..علی ..
اون روزهایی که میرفتم شهرضا، بخاطر اینکه تا ساعت 8برسم دانشگاه که کلاسم دیر نشه همیشه اول هفته، صبح زود میرفتم ترمینال، موقعی که هنوز آفتاب در نیامده بود. مسیر رفتنم به شهرضا اینطور بود که باید میرفتم بروجن و از بروجن میرفتم شهرضا، دو قسمت مسیر را می تونستم با مینی بوس برم یا پژو سمندهای VIP البته با تاکسی های VIP خیلی گرون بودند و رفتن با اونها منوط به دیر شدن یا عجله داشتن بود، و یا زود پر شدن اونها . علی ای حالن موقعی که منتظر بودم تا مینی بوس های بروجن بیان،  اتوبوس های تهران را می دیدم که خیلی باکلاس وارد ترمینال می شن و مسافراشونم که پیدا می شن راننده آژانس ها میریختند دورشون که اونها را برسونند. همیشه پیش خودم می گفتم شهرضا هم جاست که ما رفتیم، ای کاش تهران درس می خوندم، ببین چقدر باکلاسه و از اونطرف ما باید سوار مینی بوس های پکیده ی قدیمی بشیم .... خلاصه زد و برای فوق الان تهران همش میرم و میام، اون هم با VIP ها اما الان میدونم شهرضا کجاست و تهران کجاست. صدای دهل از دور خوش است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ..علی ..
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :